تبلیغات |
به نفسی انت یاحسین کی شود در ندبه های جمعه پیدایت کنم گوشه ای تنها نشینم تا تماشایت کنم مینویسم روی هر گل نام زیبای تو را تا که شاید این شب جمعه سه شنبه 1 آذر 1390 :: نویسنده : عاشق تنها
دانلود آلبوم جدید غبار غم با مداحی کربلایی مهدی بخشی ![]() ادامه مطلب نوع مطلب : کربلایی مهدی بخشی، برچسب ها : دانلود آلبوم جدید غبار غم با مداحی کربلایی مهدی بخشی، دانلود نوحه، مهدی بخشی، یکشنبه 29 آبان 1390 :: نویسنده : عاشق تنها
مجموعه ای از سبک های بیاد ماندنی مرحوم سید جواد ذاکر ادامه مطلب نوع مطلب : سید جواد ذاكر، برچسب ها : یکشنبه 29 آبان 1390 :: نویسنده : عاشق تنها
یه داستان از سید جواد ذاکر سلام این قضیه مربوط به حدودا 5 سال پیش است . اما این هم بگم که مکالمات رد و بدل شده شاید عینا همان حرف ها نباشه..چون واو به واو کلمات که یادم نیست. ولی جوری می گم که به اصل مطلب خدشه ای وارد نشه یعنی چیزی که می خونید مال خیلی وقت پیشه فقط از اونجایی که الان اهمیت پیدا کرده مجبورم به کمک ذهنم بازسازیش کنم . ولی مطمئن باشید چیزی غیر از آنچه می گم نبوده و به لحاظ مفهومی با آنچه که گذشته کاملا برابری داره. - زمانی من در پاساژ قدس در مغازه ای کار می کردم که یکی روز صبح یکی از دوستان دوان دوان وارد مغازه شد و گفت : - سید ذاکر ..سید ذاکر.....اومده ... - کجا؟ - تو پاساژه ... - خالی بند... اول صبحی حال داری تو هم - نه به جون خودم راست می گم - ببین حوصله شوخی ندارم بیا کمک کن این کارتون را ببریم ..ماشین بد جایه.. الان مشتری صداش در میاد...جریمه میشه ..زود باش دیگه.. - ای بابا چرا گیر دادی به کارتونا ..خودش بیاد ببره به تو چه اصلن..میگم سید ذاکر اومده - خیلی خب اگه راست میگی برو بیارش اینجا ببینم... بگو فلانی کارت داره - صدای مشتری در اومد آقا زود باش..الان جریمه میشما " راستش فکر می کردم دورغ می گه... بعد از اینکه دوستم رفت تو دلم گفتم اخ راحت شدم ..از دست این خالی بند... حدود ده دقیقه گذشت تا بار ها را بردیم جلو پاساژ تو ماشین مشتریه گذاشتیم بر گشتم تو مغازه نشستم که یه دفعه برق منا گرفت یه نفر آدم قد بلند چهار شونه با ریش و مو مشکی ظاهر آراسته خیلی مرتب در حالی که شال سبزی روی دوش انداخته بود جلو مغازه ایستاده بود... وارد مغازه شد سریع متوجه شدم که خودشه... جلو رفتم با یکی حالتی شبیه به اضطراب ولی نه.. نمی دونم یه حالی که لغتی براش پیدا نمیشه کرد" بعد از سلام ..یه خورده ترکی باش تعارف کردم هرچی ترکی تعارف می کردم فارسی جواب می داد فهمیدم که میل داره تا با هم فارسی صحبت کنیم (اصلا هم عجله نداشت بر خلاف خیلی از آدم های معروف که جایی میرن همش دوست دارن یه جوری سریع از شر مردم خلاص شن... یه جوری هم صحبت می کرد خیلی راحت و خودمونی چه جوری بگم مثل بعضی ها قیافه نمی گرفت.. آخه قبلا هم با شخصیت های دیگه ای مثل بازیگر،فوتبالیست ، آدمای داری شهرت روبرو شده بودم اما اون اصلا تکبر نداشت یه آرامش خاصی درش احساس می کردم برخلاف خودم که وجودم آشفته بود) با اون ته لهجه شیرین ترکی و صدای گرم بعد از سلام و تعارف گفت شما با من کار داشتی... گفتم: والله یه دفعه مونده بودم چی بگم من اصلا فکر نمی کردم این بابا را ببینم یعنی آمادگی روبرو شدن با اون نداشتم خیلی چیزها از ذهن عبور کرد تا رسیدم به بحث اون شعرا که ذاکر تازه خونده بود..ولی خدایش روم نمی شد بپرسم ...از طرفی هم اون منتظر بود تا من کارم را بگم...دلا زدم به دریا نمی دوم چی شد تمام این فکر کردن و پرسیدن در عرض چند ثانیه اتفاق افتاد. آقای ذاکر این شعرا که تازه گی خونید و کلی هم سر و صدا کرده جریانش چیه ؟ فکر نمی کنی... مثل همون آرامش ابتدا صحبت که داشت در جواب گفت: ببین اینی که ما تو شعر می گیم با اونی که در قلب و وجود ماست همه یه چیزیه بحث عباس اللهی زینب اللهی و... اینجوری نیست که نعوذن بالله ما کافر شدیم و به جای خدا کسی دیگه ای را می پرستیم..نه.. اینا یه بحث احساسی که تو شعر امده و منظور شاعر اینه که خدا در امام حسین متجلی شده در آقا قمر بنی هاشم متجلیه در خانم فاطمه زهرا متجلیه یعنی اگر کسی امام حسین بشناسه در اصل خدا را شناخته حالا اگه ما یه چیزی را که خدا درش متجلی شده بهش برسیم اینگار به خدا رسیدیم.. ولی سطح درک بعضی ها فقط خود کلماته یعنی به مفهوم توجه ندارن ... اعتقاد من اینه خدا در ظرف وجود ما انسانها جای نمی گیره ...و ما با تمسک به ائمه معصومین می تونیم به یه درک کلی برسیم یعنی مظهر قدرت خدا را در وجود اقا امیرالمومنین ببینیم... مظهر عصمت خدا را در وجود خانم فاطمه زهرا ببینم..مظهر زیبایی را در وجود اقا ابالفضل ..مظهر صبر وجود در خانم زینب....اینه حرف دل ما حالا بعضی می گن ما کافر شدیم ..نه خود شما نمی گید عین الله..ید الله و ...از این تعابیر چرا اینا را کفر نمی دونیم چون برای ما مفهومه یعنی جا افتاده ... کم کم همسایه ها متوجه حضور سید شده بودن تک تک وارد مغازه میشدن یا از بیرون نگاه می کردن..وسط بحث هم هرکی سلام می داد ...صحبتش را قطع می کرد جواب سلام می داد بعد ادامه میاد ..که برام خیلی جالب بود گفتم سطح درک بعضی ها که پایین تره اینا را نمی فهمن همه که مثل شما سواد حوزوی ندارن ما تو احکام ساده خودمون هم موندیم! فکر نمی کنید اینا دچار مشکل بشن! و اینا یه جوری بدعت حساب میشه. مجالس شما فیلم برداری میشه چون سی دی ها شما پخش میشه همه جا میره..هم می بینن. گفت : راجع به فلیم برداری و سی دی بارها گفتم راضی نیستم ! فیلم بگیرن سی دی کنن بفروشن گفتم یعنی ما سی دی شما را بفروشیم اشکال داره گفت : من راضی نیستم بعد جواب سئوال قبلی را این جوری داد گفت : اینا که شما میگن بحث زمانه ما نیست از قدیم بوده وخواهد بود ما اگه بخواهیم به اینا بگیم بدعت پس اون بدعت های واقعی چی میشه شما اصل را ول کردین اومدین چسبیدین به فرع ... اصلا شما رو چه حسابی اسم این را می زارید بدعت! ..برپایی جلسه برای سید الشهدا بیان برزگداشت یاد ائمه و گفتن کمالات و شرح فداکارهای اونا اگه بدعته حرف شما درست. شما که اینجای یه وظیفه داری ...اون معلم هم یه وظیفه ای ..کارمند یه وظیفه ای ...کشاورز یه وظیفه ای .... "نگاهی به کتابا کرد " نویسنده یه وظیفه ...شاعر...منی هم که سگ در خونه حسینم یه وظیفه ای دارم... تا اینا گفت ، گفتم یه چیزی دیگه که می خوام بپرسم اینه ! شما یه تعبیر دارید می گید..انا کلب الرقیه و اینجور حرف ها این به مزاج خیای ها خوش نمی یاد... با لبخندی گفت :شاید ایراد از مزاج اوناست . گفتم شما روی چه حسابی این حرفا را می گی چرا بقیه نمی گن فقط شما می گی جواب داد : من به بقیه کار ندارم هر کی را تو قبر خودش می زارن ( با خنده) کلب الرقیه بودن لیاقت می خواد که معلوم نیست منم داشته باشم... گفتم لطف کنید اینا را برای مردم بگید تا بدونن ..گفت بارها گفتم باز هم می گم گفت رسول ترک را می شناسی ؟ گفتم نه از دوستان شماست؟ گفت کتابش را بخون. گفتم راجع به چی کتاب نوشتن ایشون ؟ گفت بخون خودت متوجه میشی. ![]() "بعدا کتابش را گرفتم فهمیدم که رسول ترک کی بوده فهمیدم که بهترین جواب را سید اینجوری بهم داده" نگاهی به اطراف کرد و گفت: مثل اینکه مزاحم کسب شما شدم ..اگه امری نداری ...مرخص میشم گفتم جسارته ما مزاحم شما شدیم..ممنون که تشریف اوردید ..ببخشد وسیله پذیرایی در اختیار نداشتم باور نمی کردم شما بیایی..... دیگه دل و جراتم باز شده بود و منم راحت حرف میزدم بر خلاف اوایل ... فقط یه چیزی دیگه بپرسم دیگه حرفی ندارم.... بپرس .... این بحثایی ولایت که... می گن شما ولایت را قبول نداری! تو مغازه جلو میز یه سری سررسید چیده بودیم درست همون جایی که ذاکر ایستاده بود دستش را گذاشت روی سررسیدی که عکس رهبر داشت گفت : افتخار می کنم که رهبرم حسینیه. بعدش هم خدا حافظی کرد و رفت: من موندم کلی شرمنده گی. این ماجرا بین فردی از کسبه پاساژ قدس و ذاکر اتفاق افتاده و من هم شاهد ماجرا بودم و شما بی واسطه دارید از خود من جریان را می شنوید.ممکن است بگید جاهای که اون شخص به تنهایی با ذاکر در مغازه اش حرف می زده من کجا بودم ..خوب معلومه نبودم.... ولی بعدش از خودش جریان پرسیدم..... خدایا گناهان تهمت زنندگان به سید اهل بیتت و ذاکر حسینت رو ببخش و داداش ذاکرمون رو نزد اربابش تو بهشت ببر داداش دلم واست خیلی تنگ شده ![]() نثار روح ذاکر فاتحه بفرستید دوستان
__________________
همه رفتن ای خدا من نرفتم تا کربلا من نروم تا کربلا با تو قهرم ای خدا یه محرم دیگه داره میاد بدون اقا سید جواد اقای ذاکر دلم واسه ناله هاش تنگ شده داد میزد خانوم خسته شدم از این زمونه خوش به حالش رفت راحت شد خیلی میترسم که یه روز بیاد که دیگه جایی از سید ذاکر حرفی نباشه ولی خاطرم راحته که تا اقا جواد اقای مقدم هست یادو خاطره سید زنده س گر چه یاد سید تو یادو خاطره های همه هستشو محاله از یاد بره نوع مطلب : سید جواد ذاكر، برچسب ها : یکشنبه 29 آبان 1390 :: نویسنده : عاشق تنها
سید جواد متولد شد
نوع مطلب : سید جواد ذاكر، برچسب ها : یکشنبه 29 آبان 1390 :: نویسنده : عاشق تنها
اینم ذکر مصیبت از سید جواد ذاکر خیلی خیلی قشنگه حنما دانلود کنید ذاكرذكرمصیبت.mp3 اینم یه روضه از سید جواد ذاکر دانلود روضه عمر ما رفت و چشم انتظاریم**ای خدا ما مگر دل نداریم دانلود نوع مطلب : سید جواد ذاكر، برچسب ها : یکشنبه 29 آبان 1390 :: نویسنده : عاشق تنها
یکشنبه 29 آبان 1390 :: نویسنده : عاشق تنها
نماهنگ سید ذاکر در مورد"شکار لحضه ها" این فایل رو واسه عاشقای سید جواد میزارم. سید تو این نماهنگ داستانی رو از حاج جلال حشمت تعریف میکنه که آدمو به هم میریزه. اگه سیدو دوست دارین حتما دانلود کنید. کاری از هییت روضه العباس ارومیه zaker tizer.mp3 1.3mb دیکلمه کوتاه ولی فوق العاده از سید جواد ذاکر "آقا حنجرم صدام همه چیزم ماله تو" این دکلمه دیگه آخرششششه نظر یادتون نره ذاكر_دیكلمه.mp3 نوع مطلب : سید جواد ذاكر، برچسب ها : یکشنبه 29 آبان 1390 :: نویسنده : عاشق تنها
زنده یاد سید جواد ذاکر سخنی در باب نوکری اهل بیت و مداحان کلیپ صوتی زنده یاد سید جواد ذاکر که در باب نوکری اهل بیت و مداحی در هیئت دیوانگان حسین (ع) کاشان اجرا شده است را می توانید دانلود كنید. نوکری اهل بیت و مداحان نوع مطلب : سید جواد ذاكر، برچسب ها : یکشنبه 29 آبان 1390 :: نویسنده : عاشق تنها
زندگینامه سید ذاکر شهریور ماه سال ۱۳۵5
در شهرستان خوی از شهرستانهای اذربایجان غربی و در خانواده ای متدین و
از سلاله حضرت زهرا (س) پسری به دنیا امد که نامش را ( میر محمد)
نهادند. (نام
اصلی و شناسنامه ای سید ،میر محمد بوده و در کودکی بیماری می گیره و
احتمال مرگش وجود داشته پدرش سید حبیب ذاکری نذر امام جواد میکنه اگه بچه
ام خوب شد اسمش را می زارم محمد جواد در ضمن فامیل اصلی سید هم طباطبائی
است . ولی قدیم که پدرش خواسته شناسنامه بگیرد چون میر حبیب مداح و ذاکر
امام حسین بود.نام خانوادگی را ذاکری انتخاب می کنه. سید از پدر و مادر ی
که از سادات بودن متولد شده.از نسل طباطبائی در واقع سیدی دو شرفه محسوب
میشهمیر محمد در ترکی یعنی سید محمد- توضیحات یکی از خوانندگان محترم وبلاگ ) *سید
جواد ذاکر حق بزرگی بر جوانان علاقه مند به اهل بیت دارد. واینک با هر
بار شنیدن صدای باصلابت این فرزند زهرا (س) فاتحه ای نثار روحش کنیم .
نوع مطلب : سید جواد ذاكر، برچسب ها : یکشنبه 29 آبان 1390 :: نویسنده : عاشق تنها
یکشنبه 29 آبان 1390 :: نویسنده : عاشق تنها
خدا حافظ خدا حافظ ای دنیا بهترین کلیپ از مرحوم ذاکر توضیح: بهتر اول دانلودش کنی بعد نظر بدی.... واقعاً عالی هر کس این گوش نده نصف عمرش بر باده !!! zaker1.3gp این کلیپ برادر سیب سرخی برای ذاکر خونده (شور) خیلی باحال *فرمت 3GP a.3gp نوع مطلب : سید جواد ذاكر، برچسب ها : یکشنبه 29 آبان 1390 :: نویسنده : عاشق تنها
یکشنبه 29 آبان 1390 :: نویسنده : عاشق تنها
حاج محمدرضا طاهری ششم محرم 1389 آرزوم همیشه بوده که نذر تو فدا شم (زمینه)
دل و جان در گرو حضرت جانان داریم (شعرخوانی) عموجان عموجان ببین که چون گل پژمردم (زمینه) با غم من آشنایی نوجوون کربلایی (واحد) آخه چی بگم از جدایی آقا بی تو می میرم (شور) نوع مطلب : حاج محمد رضا طاهری، برچسب ها : یکشنبه 29 آبان 1390 :: نویسنده : عاشق تنها
حاج محمدرضا طاهری پنجم محرم 1389 روضه حضرت عبدالله بن الحسن (ع)
منم که رهبر میدان نوجوانانم (زمینه) کاش میشد سقا بشم (زمینه) شد محرم همه غمبار حسینیم حسین (شعرخوانی) خدایا خدایا ز همرهانم جا ماندم (زمینه) تو قتلگاه تو نگاه کن عمو رو خیلی دعا کن (واحد) نوع مطلب : حاج محمد رضا طاهری، برچسب ها : یکشنبه 29 آبان 1390 :: نویسنده : عاشق تنها
حاج محمدرضا طاهری چهارم محرم 1389 دستم بگیر تا که بهشتم بنا شود (مناجات و روضه)
عشق چون گوهر نایابش کرد (شعرخوانی) کجائی کجائی برس به فریادم زینب (زمینه) قلب تو رو من شکستم (واحد) نوع مطلب : حاج محمد رضا طاهری، برچسب ها : درباره وبلاگ مطالب اخیر موضوعات آرشیو وبلاگ پیوندهای روزانه پیوندها نویسندگان صفحات جانبی برچسبها آمار وبلاگ کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
|
||